* شانس نام مستعار خداست *

با زبانی سرخ و سری سبز آمدم

* شانس نام مستعار خداست *

با زبانی سرخ و سری سبز آمدم

* شانس نام مستعار خداست *
با زبانی سرخ، همچنان سری سبز دارم

❤ بِسمِ اللهِ الرَحـمنِ الرَحیم ❤

❤وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ ❤

❤بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ❤

❤وَ یَــقُـــولُـــونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ ❤

❤و ما هُوَ إلا ذکرٌ اللعالمین❤


سالهاست که جنگ پایان یافته ولی هنوز عطش شهادت بر لبهای خشک و ترک خورده بشر تازیانه می زند. آن زمان که دروازه های بهشت باز بود هر کسی با حرفه ای خود را به آن باب میرساند و ما نسل سومی ها هم که دستمان درگیر صفر و یک است، بابی را گشودیم تا جرعه ای را تا شهادت بنوشیم.

افتخارم این است که سرباز ولایت فقیه هستم و هرچند دستم خالیست، اما دلم پر است از عشق به ولایت.

افتخارم پایبندی به دین مبین اسلام و فرهنگ و تمدن غنی ملی ایرانی است؛ که اگر این دو را در کنار هم حفظ کنیم به اوج قله های افتخار و سعادت خواهیم رسید.

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و شیعته والمستشهدین بین یدیه








خدایا ببخش مرا:

به خاطر مطالبی که به خاطر تو ننوشتم،

به خاطر کامنت هایی که تو در آن نبودی،

از اینکه با مطالبم بنده ای را از تو دور کردم،

که میتوانستم با اطلاع بیشتر بنویسم اما کم کاری کردم،

که وقتی مطالبم پرنظر و پر بازدید شد، گمان کردم که از سعی تلاش خودم است و تو را فراموش کردم،

که در وبلاگی مطلبی به چشمم خورد که تو در آن بودی ولی در آن تأمل و درنگ نکردم،

به خاطر اینکه به دوستی در وبلاگی بی ادبی و یا بی اعتنایی کردم،

به خاطر اینکه شکر این نعمت را بجا نیاوردم،

برای اینکه بدون قصد قربت پشت میز کار نشستم،

که گاهی اوقات به جای وظیفه و تکلیف به سلیقه خود نوشتم و نظر گذاشتم،

که کلبه ام آماده پذیرایی از حضرت ولیعصر (عج) نبود، چرا که برای خود مینوشتم نه برای او،

خدایا از " تو " نوشتن را به من آموختی، " برای تو " نوشتن هم به من بیاموز که چه سخت و چه شیرین است "برای تو" نوشتن.



اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِکَ
نویسندگان

آدم بعضی وقتها تو یه مسئله به یه جایی میرسه که دیگه کاری از دست هیچکسی برنمیاد.، یعنی همه کسانی که توی ته ذهنت هم روشون حساب کرده بودی کاری از دستشون بر نمیاد و آدم میشه مثل یه پرکاه توی باد؛ بی هیچ پشتوانه ای،بی هیچ امیدی به کسی.

یعنی دیگه تو یه موقعیتی گیر میکنی که فقط میتونی آروم سرتو بالا بگیری و محتاجانه رو به آسمان بگی: خدایا خودت درست کن. این یه حس غیرقابل تعریفه و خیلی اتفاق ها باید بیفته تا آدم تو یه مورد خاص به اینجا برسه.

این دو سه ساله همه چیش برای من داره اینطور میشه و تو مسئله های مختلف به این وضع میرسم، وضعی که خیلی ازش راضیم و انگار تو کارای مختلف وقتی ته دلت امیدت به کسی هست و امیدواری که آدمهای مختلف کمک کنن تا کارت پیش بره، خدا نمیذاره کار انجام بشه تا امیدت از همه قطع بشه، بعد مجبور میشی بگی: باشه خدا فهمیدم، هیچی دست من نیست، پس خودت درستش کن.

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

عید فطر؛ عید پایان یافتن رمضان نیست. عید برآمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است. چونان ققنوس که از خاکستر خویش دوباره متولد میشود.

رمضان کورهای است که هستی انسان را میسوزاند و آدمی نو با جانی تازه از آن سر بر می آورد.

فطر شادی و دست افشانی بر رفتن رمضان نیست، بر آمدن روز نو، روزی نو و انسانی نو است.

بناست که رمضان با سحرها و افطارهایش. با شبهای قدر و مناجاتهایش از ما آدمی دیگر بسازد.

اگر در عید فطر درنیابیم که از نو متولد شده ایم؛ اگر تازگی را در روح خود احساس نکنیم؛ عید فطر، عید ما نیست.

خداوندا تو را شاکریم که یک ماه میهمان و این اجازه را به ما دادی تا سحرها عاشقانه با تو سخن بگوییم و درد دلمان را با تو بگوییم و اکنون روز اول شوال را بر ما عید گرداندی عید بر عاشقان مبارکباد.

 

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

اگر می خوﺍﻫﯽ ﺣﺎﻟﺖ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺷﺪ؛ ﺣﺎﻟﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﮔﺮﻩ ﻧﺰﻥ

ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺭﺍﺣﺖ ...

ﺗﻮ ﮐﻪ ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺷﯽ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻫﻢ ﺣﺎﻟﺸﺎﻥ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ.

ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺑﺪﺍﻧﯽ چقدﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﻬﻢ ﻭ ﻋﺰﯾﺰ ﻫﺴﺘﯽ؟

ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﺳﺮﺍﻏﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﮕﯿﺮﯼ! ﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻟﻮﺱ ﮐﻨﯽ، ﻧﻪ ﻫﺮﮔﺰ .

ﻓﻘﻂ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﻭﻇﯿﻔﻪ ﺳﺮﺍﻍ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﺯ ﺣﺎﻝ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻦ. ﺩﺭ ﺍین صورت ﯾﺎ ﺩﻟﺘﻨﮕﺖ می شوند ﻭ ﯾﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ می کنند !

ﺍﮔﺮ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﻭ ﻧﮕﺮﺍﻧﺖ ﺷﺪﻧﺪ ﻗﺪﺭﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻥ ﻭ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻗﯿﻤﺘﯽ ﮐﻪ ﺷﺪﻩ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ؛ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ، به رﺍﺣﺘﯽ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﺸﺎﻥ ﮐﻦ.

ﺍینها ﻫﻤﺎن هاﯾﯽ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺗﺮﺱ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺁﻣﻮﺧﺘﻨﺪ! ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻭ ﻋﺪﻡ ﺗﻮﺟﻪ ﻭ ﺗﺎﺋﯿﺪ. ﻭ ﺍﯾﻦ ﺗﺮﺱ ﺩﺭ ﻧﺎﺧﻮﺩﺁﮔﺎﻫﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺭﺍﺿﯿﺸﺎﻥ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭی

گویا ﻫﻤﯿﺸﻪ به بعضی ها ﺑﺪﻫﮑﺎﺭﯼ.

 

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

سکوت، یعنی گفتن در نگفتن، یعنی مقابله با شهوت رام نشدنی حرف، یعنی تمرین برگشتن به دوران جنینی و شنیدن انحصاری لالایی قلب مادر در تنهایی محض.

سکوت در مکالمه تلفنی یعنی تردید یا مزاحمت یا شرم. هر سکوتی سرشار از ناگفته ها نیست، بعضی وقتها سرشار از خجالتِ گفته‌هاست.

موسیقی، یعنی سکوت بعلاوه سکوت های شکسته شده موزون.

سکوت آرام کتابخانه یعنی رعد و غرش نهفته تمامِ حرف های فشرده عالم، در پیش از این.

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

روز قدس هر سال یوم‌الانتقام است، به ویژه امسال که بنی‌اسرائیل دوباره افسارشان را دست شیطان داده‌اند تا بعد از هولوکاست صبرا و شتیلا، جهان شاهد هولوکاست الشجاعیه باشد و اوصاف این غول‌های بی‌شاخ و دم را باید در سوره جمعه جست‌وجو کرد، کسانی که امام خامنه‌ای آنها را "سگ نگهبان آمریکا" و "نحس نجس" معرفی می‌کنند، همان‌هایی هستند که قرآن آنها را "حمار" خطابشان کرده است.

افسوس! دنیا باید امروز با شنیدن کلمه "اسرائیل" به یاد قلب رئوف یعقوب نبی(ع) بیفتد ولی به لطف این قصابان، امروز اسرائیل همه را به یاد خون می‌اندازد. بنی‌اسرائیل بنی‌آدم را اعضای هیچ پیکری نمی‌دانند. دلم برای "اسرائیل واقعی" می‌سوزد که این "فرزندان گرگ‌دندان" نامش را یدک می‌کشند.

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

دلم برای یک دم غروب تنها با تو بودن تنگ است ، بسیار تنگ...

آن زمان که خورشید کم کم از آسمان به زیر می آید

و شب شروع میشود...


شب را دوست دارم

بسیار و بسیار.

 

شب مرا یاد تو می اندازند!

شب تجلی ستار العیوبی توست

آنسان که فارغ از گناهان بیشمارم

بر سر سجاده دل

دورکعتی نماز قرب می خوانم تا مرا ببینی

و تا سپیده صبح برایت راز می گویم.


تمام حرف ها

تمام دردها

تمام ناگفتنی هایم را

 

و تو ساده و صمیمی

بر سر سفره ی ناچیز دلم می نشینی

و در هنگامه رفتنم

برایم قدری آرامش

و مقداری توکل

از عرش کبریای خود به سوغات می آوری

و من بیقرار غروبی دیگر و شبی دیگر که با تو سحر شود

در هیاهوی روز و روزمره هایم گم میشوم.

 

 

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

گاهی دلم میگیرد و گاهی زندگی را نمیخواهم . گاهی تنهای تنها میشوم اما در همین گاه ها، میدانم خدایی در کنارم است که من قدرش را نمی دانم.


شب قدر، شب احیای خویش با دم مسیحایی دعاست. شبی است که باید قدر خویش را بشناسی، تقدیر خویش را رقم بزنی و خویشتنِ جدید را با قلم توبه و جوهر اشک ترسیم کنی.


مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

ماه آن شب خاموش و سرگردان بر روی شهر تهران می تابید. دانه دانه ستاره ها در صورت آسمان میلغزید، گویی ستارگان آسمان در انتظار عروج ستاره ای زیبا به آسمان بودند، شهر تهران و کشور ایران را سکوتی عمیق و جانسوز فرا گرفته بود، لیکن چشمان خلق نخفته بودند، زیرا شنیده بودند که قلب امامشان به درد آمده است، مردم آهسته و آرام دعای" امن یجیب" میخواندند و مساجد مملو از جمعیتی بود که آمده بودند برای رهبرشان دعا کنند؛ اما گویا تقدیر الهی جوری دیگر رغم خورده بود.

http://www.dana.ir/News/754351.html

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

ماه رمضان هم از راه رسید و همه آفریده‌های خدا را به ضیافت عشق و عشقبازی با معبود دعوت کرد.

سفره ای که به وسعت بخشندگی خداست، پهن شده و من تو اگه لایق باشیم، دعوت صاحبخانه را لبیک میگیم و ریزه‌خوار این خان پر نعمت الهی میشیم.

میگن میهمان حبیب خداست و چه لذتی بیش از اینکه دوست و همنشین خالقت باشی، معبودی که عاشق بنده ‌هاشه و نعمتهاشو براشون تمام و کمال سر سفره میاره.

تا که باشیم و چه باشیم و...

«  گــــر گـــدا کاهل بُوَد   ***   تقصیر صاحبخانه چیست؟ »

رمضان یک تحول، تحولی از خویش به او، از منیّت به آدمیت، از بی‌قیدی به مسئولیت، مسئولیت انسان شدن، خدایی شدن، آسمانی شدن، پیدا کردن گمشده‌های درون، گمشده‌هایی که اگر بشناسیمشون و پیداشون کنیم واژه اشرف مخلوقات را درک کردیم و فهمیدیم

 

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

روزه داران هیچگاه حال گرسنگان را درک نخواهند کرد چون به افطار اطمینان دارند

تا به ماه رمضان میرسیم این جملات به ظاهر زیبا مثل قارچ در فضای مجازی می رویند و حتی گاهی خود مومنان نیز برای فوروارد کردن آن عطش نشان می دهند، غافل از آنکه این فانتزی ها ریشه در خاکی دارد که میوه های فاسد می رویاند و این مغلطه های شیرین، نتیجه های نامبارکی دارد.

۱) آیا واقعا یک روزه دار به صرف اینکه در پایان روط افطار خواهد کرد، از درک‌گرسنگان عاجز خواهد بود؟ کسی که روزه می گیرد، در طول ساعتهای متمادی، به اراده خودش خوردن و نوشیدن را بر خود حرام می‌کند، پس در اعماق وجودش درد گرسنگی را میچشد و خواه ناخواه با وضع سخت نیازمندان جامعه آشنا می شود.

۲) آیا هدف از روزه داری صرفا درک گرسنگی بیچارگان بوده یا اهداف جدی و درهم تنیده دیگری نیز در این حکم دینی تعبیه شده است؟ اصلی ترین هدف روزه داری کسی "تقوا" است و این تقواست که میتواند پایه های وقوع خوبی های فراوان در جامعه باشد، وگرنه بسیاری از آدمهای را دیده ام که حتی اطعام‌ گرسنگان جامعه را طعمه ای ساخته اند برای رسیدن به اهداف شیطانی خود، مثل برخی ثروتمندان بدنهاد که به صورت ویترینی به چند خانواده بی بضاعت رسیدگی می کنند، اما پشت پرده حق هزاران انسان مستضعف جامعه را چپاول می کنند. پس اتفاقا این روزه داری است که می تواند جامعه را به سمت مبارزه واقعی با فقر سوق دهد، چون گوهر اصلی مبارزه با فقر همان "تقوا ورزی" است که از طریق روزه تامین‌ می شود.

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

صحبت از گرمای  تابستان است که به ماه مبارک رمضان رسیده

ازم پرسید: امسال روزه میگیری؟

گفتم: اگر خدا بخواد حتما میگیرم

گفت: منم میگیرم، ولی کدوم پزشک این همه سختی را برای بدن تایید میکنه؟

گفتم: همون که وقتی همه پزشکان جوابت کردن، برات معجزه میکنه !

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

دیوار نُدبه در اسرائیل، مقدس‌ترین مکان مذهبی یهودیان است که به باور آنها این دیوار از آخرین باقیمانده‌های هیکل سلیمان و دومین پرستشگاه اورشلیم و مرکز دعا و منبع الهام برای یهودیان در اسراییل و سراسر جهان هست.

یهودی ها آرزوها و دعاهاشون رو توی تکه ای از کاغذ مینویسن و لای درزهای این دیوار میذارن. سالانه بیش از یک میلیون تکه کاغذ لابلای درز های این دیوار قرار میگیره و قرار بر این شده که بانک الکترونیکی ایجاد بشه و متن این دعاها و نیایش های مردم رو حفظ کنه.

هیچ کجا شما درباره اینکه این دعا نوشتن ها خرافاته وخشک مذهبیه و به دردنخوره؛ نه چیزی میخونید و نه چیزی می شنوید. برعکس، با غرور و مباهات از این مکان نام برده میشه و از مقامات درجه اول دنیا تا یهودی های معمولی، با احترام با این مکان برخورد میکنن و بهش اعتقاد دارن. حتی روسای جمهور آمریکا هم دعا مینویسن و لابلای درز این دیوار قرار میدن؛ خیلی شیک و باکلاس!


حالا رسانه ها و جوامع تحت یوغ همین اسرائیل، چه ها که برای زیارت گاه های شیعه نگفتن و نمیگن! و گاهی بعضی از روشنفکرنماهای کشور خودمون چه مته ای که به خشخاش این مباحث نمی ذارن! از زیارت و دعا خوندن و تبرک گرفتن ها...

اونقدر که خود ما مذهبی ها گاهی خجالت می کشیم تبرک بگیریم از بارگاه این معصومین (که مبادا ببینن و بگن فلانی اُمّله)

این دیوار تنها قطعه باقی مونده از معبد حضرت سلیمان هستش، تاریخچه ش به صدها سال قبل از ائمه معصوم ما بر میگرده. ببینید چطور روسای عالی رتبه ی دنیا رو وادار به احترام و اعتقاد به این دیوار میکنن، اونوقت من و شما باید بابت زیارت ضریح امام ها مون به هر کسی (حتی وهابی و یهودی) جواب پس بدیم!

 

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا امروز (اول خرداد) در سفرش به اسرائیل، در این مکان به عبادت پرداخت

 

 

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

 

گاهی اوقات انسان از خداوند چیزهایی را درخواست می‌کند و فکر می‌کند اجابت آن به نفع او می باشد، حال آن که در واقع ضرر اوست. این حرف، اشاره به آیه 216 سوره بقره دارد که می‌فرماید: چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید حال آنکه خیر شما در آن است و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شر شما در آن است و خدا می‌داند و شما نمی‌دانید.

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

با آغاز فصل گرما مانند چندین سال گذشته بحث حجاب داغ شده و از تریبون‌های مختلف اعلام می‌شود که با "بدحجابی" مبارزه خواهد شد و آنهایی که خود را مسئول می‌دانند، اعلام می‌کنند که نخواهند گذاشت، بی حجابی و بدحجابی زنان ، جامعه را بیمار کند و راه بهشت را بر مومنان مسدود کند.


اشکال کار از همین‌جا شروع می‌شود. "مبارزه با بدحجابی". اصلا خود کلمه مبارزه فراخواندن به جنگ است. مگر همه ما چه زن و چه مرد در جامعه اسلامی زندگی نمی‌کنیم؟ ما زندگی در ایران اسلامی را پذیرفته‌ایم و می‌دانیم که باید قوانین را رعایت کنیم. حجاب و عفاف زنان و مردان هم بخشی از قانون است

http://www.dana.ir/News/738673.html

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

 

این روزها دلم بدجور تنگ شده

دلتنگ آن حرم و آن آرامش شدم

یاد آن روز که راوی بود و امام رضا (ع)  و یه دل گرفته

و راوی آروم شد و حالا بیقرار اون آرامش شدم

 

 

 

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

 

       دیشب  به سرم باز هوای دگر افتاد         

  در خواب مرا سوی  خراسان گذر افتاد

       چشمم به ضریحِ شَهِ والا گهر افتاد         

  این شعر همان لحظه مرا در نظر افتاد


با آل علی هر که در افتاد بر افتاد!


           این قبرِ غَریب الغُربا خسرو طوس است         

     این قبرِمُغیث الضُّعفا شَمس شُموس است

          خاکِ درِ  او،  مرجعِ  ارواح و نفوس  است          

    باید  ز  رَهِ  صدق،  بر  ا ین  خا ک   در  افتاد


با آل علی هر که در افتاد بر افتاد!

 

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

من یک آریایی ام، اهورامزدای من  الله است.

از تبار کوروشم، ولی شاهم حسین ابن علی ابن ابیطالب (علیه اسلام) است.

از دیار آرشم، ولی کماندار من مسلم ابن عقیل است.

امپراطوریم هخامنشی است ، ولی جغرافیای من بین الحرمین است.

شاه عباس را دوست دارم، ولی شاه من عباس ابن علی (ع) است.

آری من ایرانیم عاشق کاوه، مدیون نادرشاه ، ولی پیامبرم محمد ابن عبدالله (ص) است.

قدمت کشورم از ماورای تاریخ است و به قدمت آن مینازم و زیبایی های تاریخ کشورم را دوست دارم، ولی تمام زیبایی های دنیا را در کلام مولایم حیدرکرار، علی ابن ابیطالب (علیه السلام) میبینم.

آری ... من یک ایرانیم و متنفرم از کسانی که به اسم تاریخ کشورم؛ به اعتقاداتم ضربه می زنند.

من یک آریایی مسلمان شیعه هستم

 

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

چه زیباست توکل به خدا کردن و در میان طوفان ها با اطمینان قلب پرواز نمودن و در عمق گرداب های خطرناک عاشقانه غوطه خوردن و در معرکه حیات و ممات بی پروا به آغوش شهادت رفتن و در قربانگاه عشق همه وجود خود را به قربانی خدا دادن و از همه چیز خود گذشتن و به آزادی مطلق رسیدن.

چه زیباست در راه معشوق تحمل درد و رنج کردن زیر سنگ های آسیاب حیات خرد شدن در دریای غم فرورفتن به خاطر حق متهم شدن و نفرین و لعنت شنیدن و از همه جا رانده و از همه کس مطرود شدن.

چه زیباست که به ارزش های خدایی ملتزم ماندن و به خاطر خدا رنج بردن و به خاطر حق پافشاری کردن و زیان دیدن و از همه چیز خود صرف نظر کردن و فقط و فقط به خدا اندیشیدن و به سوی خدا رفتن.

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

میز و نیمکت‌های چوبی خالی، مرتب و منظم، در سکوتی لبریز از هیجان نشسته‌اند و منتظرند این سکوت شیرین بشکند.

دانش‌آموزان می‌آیند، کلاس پر می‌شود از شادی و نشاط، سرشار می‌شود از شیطنت‌های کودکی، لبریز می‌شود از رفتن‌ و آمدن‌های پرشور.

حالا تمام کلاس سراپا انتظار است تا تو وارد شوی، به حرمت شکوهت تمام کلاس قیام می‌کند، دیوارها هم ایستاده‌اند به احترام لبخندی که زندگی می‌بخشد... بچه‌ها به مهربانی و دانش درود می‌گویند.

و تو وارد می‌شوی ... وجودت را واژه واژه می‌کنی و بذر واژه‌ها را در کویر جان و ذهن بچه‌ها می‌پاشی و باسخاوت هر چه تمام‌تر آن‌ها را آبیاری می‌کنی.

این نگاه مهربان توست که می‌شود پشتیبان غربت نگاه‌ دانش‌آموزان.

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

چه روزها که  به راهت نشسته سیدی بی تو

به  زیر بار  غمت دل شکسته، مصطفی بی تو

                                                                                                                              

چه عشق ها که به جانش چو ماه تابیدند

ولی به غیر تو، برزی دل نبسته است بی تو

 

چه صبحدم که به یادت دعاکنان گفتا

به رغم آمدن بهار، همه آمده اند بی تو

 

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

در هیج جایی از قرآن ''اعتماد به نفس'' نیست و نمیدونم این لفظ ''اعتماد به نفس'' از کجا اومده

قرآن می‌گوید:
اعتماد به خدا بکن و نفس را زیر پا بگذار و این نفس را فدای پروردگار بکن!.

 

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

در ساده ترین تعریف برای واژه "مدیریت"، آن را تلاشی در راستای هدایت یک مجموعه شغلی می دانیم و شاید "فرماندهی" اولین انتظار ما از یک مدیر باشد.

در تعاریف رسمی و حرفه ای نیز "مدیریت" فرایند به کارگیری مؤثر و کارآمد منابع مادی و انسانی در برنامه‌ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول صورت می‌گیرد.

با توجه به مفاهیم مطرح شده ناچاریم که "مدیریت"  را قابلیتی تخصصی، دشوار و البته حساس بدانیم. بی شک برخورد با نیروی کار تحت عنوان کارمند و تلاش برای هدایت آنها در مسیر موفقیت شغلی، مخاطرات بسیاری را با خود همراه دارد. مدیران همواره در جریان مسائلی هستند که کارمندان کمتر از آنها مطلع می شوند و این فشاری نامحسوس است که پیوسته متوجه مقام مدیریت است. آگاهی کامل از استرس های بازار، موجودی حساب شرکت، بدهی ها، وضعیت پروژه ها و... بار سنگینی را بر دوش یک مدیر قرار می دهد و در این مساله هیچ جای شکی وجود ندارد.

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

مردم موهای صافشان را فر می‌زنند و آنها که موی فرفری دارند مویشان را صاف می ‌کنند

عده‌ای جلای وطن کرده به خارج می‌روند و آنها که خارج هستند و نمی‌توانند بازگردند، برای وطن دلشان لک زده و ترانه‌ها می‌سُرایند

مجردها می‌خواهند ازدواج کنند و متأهل‌ها می‌خواهند طلاق بگیرند

عده‌ای با قرص و دارو از بارداری جلوگیری می‌کنند و عده‌ای دیگر با دارو و درمان به‌دنبال فرزنددار شدن هستند

لاغرها آرزو ﺩﺍﺭﻧﺪ کمی چاق بشوند و چاق‌ها با مصرف قرص و دارو هر روز سعی در لاغر نمودن خود دارند و همواره حسرت لاغری را می‌کشند

شاغلان از شغلشان می‌نالند و بیکارها دنبال شغلند

فقرا حسرت ثروتمندان را می‌خورند و ثروتمندان از دغدغه‌ نداشتن صفا و خون‌گرمیِ فقرا می‌نالند

افراد مشهور از چشم مردم پنهان می‌شوندو مردم عادی می‌خواهند مشهور شوند

سیاه‌پوستان دوست دارند سفیدپوست شوند و سفیدپوستان خود را برنزه می‌کنند

هیچ‌کس نمی‌داند تنها فرمول خوشحالی این است:

"قدر داشته‌ هایت را بدان و  از آنها لذت ببر"

قانون های ذهنی می‌گویند خوشبختی یعنی رضایت

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

یادمون باشه که؛ خدا همیشه هست

یادمون باشه که؛ کسی که زیر سایه دیگری راه میره، خودش سایه‌ای نداره

یادمون باشه که؛ هر روز باید تمرین کرد دل کندن از زندگی را.

یادمون باشه که؛ زخم نیست آنچه که درد دارد، عفونته

یادمون باشه که؛ در حرکت همیشه افق‌ های تازه هست

یادمون باشه که؛ دست به کاری نزنیم که نتوانیم آن را برای دیگران تعریف کنیم

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

ر مثل رزمنده


غ مثل غیرت


ش مثل شیمیایی


ج مثل جانباز


بی خیال مثل مسئولان!

 

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

ﻧﻔﺲ ﻧﻜﺶ، اﻳﻨﺠﺎ ﻫﻮا ﺑﺮای ﺭﻳﻪ ﻫﺎی ﺗﻮ ﺑﻴﺶ اﺯ ﺣﺪ ﻣﺴﻤﻮﻡ اﺳﺖ.

ﻧﻔﺲ ﻧﻜﺶ ﻛﻪ ﻫﻮای اﻳﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ، ﺑﻮی ﻏﻴﺮت و مردانگی ﻧمی ﺩﻫﺪ!

ﻧﻔﺲ ﻧﻜﺶ ﻛﻪ اﻳﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻋﺪﻩ ای ﻫﻮا ﺑﺮﺷﺎﻥ ﺩاﺷﺘﻪ ﻛﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺁﻥ ﺳﺎﻝ ﻫﺎیی ﻛﻪ ﺟﻮاﻧﺎﻥ اﻳﻦ ﻣﻤلکت اﺯ ﺟﺎﻥ و ﺧﺎﻧﻮاﺩﻩ و ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ ﺧﻮﺩ ﮔﺬﺷﺘﻨﺪ و ﺟﻨﮕﻴﺪﻧﺪ، ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺭﺳﺘﻢ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﻮﺩﻧﺪ و ﻫﻤﻪ ﻛﺎﺭﻩ!

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

تو متولد شدى، ولی نخست دست‌هایت به دنیا آمدند. دست‌هایت که پیش از تولد تو در تمام هستی زبانزد بوده‌اند. دست‌هایت که دست استغاثه تمام عالم به سوی آن‌هاست. دست‌هایت که تاریخ را ساخته‌اند... خدا نخست دست‌هایت را آفرید.

به آن دست‌های توفانی عاشقانه نگاه کرد و گفت: «این دست‌ها بهترین دست‌های عالمند» آنگاه تمام افلاک در برابر دست‌هایت به سجده افتادند. تمام فرشتگان بر دست‌هایت بوسه زدند و خدا گفت: «برای این دست‌ها مردی خواهم آفرید که نامش را در آسمان‌ها دست به دست خواهند برد» و خدا تو را آفرید، برای آن دست‌های بی‌بدیل ...دست‌های معجزه‌گر...

دست‌هایت را دوست می‌دارم که با دست‌های خدا نسبت دارند و از ازل با ثارالله بیعت کرده‌اند؛ دست‌هایی که تنها برای حمایت از آفتاب به زمین ‌آمده‌اند برای آنکه پسر خورشید روی زمین باشند.

از تو تنها به همین دست‌ها کفایت می‌کنیم و گره‌های کور روزگارمان را به آستانه مهر این دست‌ها می‌آوریم تا گشوده شوند. تا نمک‌گیر شویم، تا از نو ایمان بیاوریم به تو، به عشقی که تو را این‌گونه شهره عالم کرد، و به خدایی که این عشق را آفرید.

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

فرشته‏ ها گوش به رنگ صدای تو هستند!

زمین و زمان، سرشار از انتظاری دلنشینند!

آسمانیان لحظه ‏ای نگاه از خاک بر نمی‏ دارند.

پیامبر (ص) تبسّم بر لب، لحظه موعود را به شوق ایستاده و امیرمومنان علی علیه ‏السلام ، لحظه شمار در آغوش فشردن توست!

مدینه دوباره محور توجّه است. هر لحظه که می‏ گذرد، التهاب بیشتر می‏ شود و انتظار، شیرین ‏تر! و ناگهان

پیامبر (ص) قنداقه نور دیده‏اش را در آغوش گرفته و نگاه از ماه رخسارش بر نمی ‏دارد! برازنده نام این طفل چیست؟

جبرئیل خواهد آمد! باید منتظر بود؛ منتظر اراده خداوند.

و حسین علیه‏ السلام انتخاب مخصوص پروردگار است.

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

☑️ اگر سپاه و پاسداران نبودند، و در عراق و سوریه و لبنان با داعش نمیجنگیدند داعش با خیال راحت وارد ایران میشد و ما از ترس بی احترامی به ناموس خودمون نمیزاشتیم ناموسمون از خونه بره بیرون. بی خود نیست که هالیود آمریکا میاد بر ضد سپاه فیلم میسازه. بی خود نیست نتانیاهو میگه سه تا کشور عربی را سپاه ایران داره هدایت میکنه.

☑️ اگر سپاه و پاسداران نبودند، امروز باید برای سفر به اهواز، به ایلام، به کرمانشاه، به سنندج و ارومیه، در صف طولانی مقابل در سفارتخانه‌های ایالت‌های جدید، ساعت‌ها برای دریافت «ویزا» گردن کج می‌کردیم و معطل می‌شدیم!

☑️ اگر سپاه و پاسداران نبودند، هواپیماها ربوده می‌شدند و در تل‌آویو و پاریس و بغداد و ریاض و واشنگتن بر زمین می‌نشستند!

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

تولد "حماسه" در مدینة‏النبی، در شعبان آسمانی، نویدی است که بوی بال فرشتگان را در سرتاسر جهان گسترش می‏دهد و "شهید" به دنیا ‏آمد تا "قیام" را شهادت دهد.

آسمان و زمین، تولدش را  به یکدیگر تبریک می‏گویند و "حسین منّی و انا من حسین" بر لبان پیامبر (ص) شکوفا می‏شود.

 

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI