* شانس نام مستعار خداست *

با زبانی سرخ و سری سبز آمدم

* شانس نام مستعار خداست *

با زبانی سرخ و سری سبز آمدم

* شانس نام مستعار خداست *
با زبانی سرخ، همچنان سری سبز دارم

❤ بِسمِ اللهِ الرَحـمنِ الرَحیم ❤

❤وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ ❤

❤بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ❤

❤وَ یَــقُـــولُـــونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ ❤

❤و ما هُوَ إلا ذکرٌ اللعالمین❤


سالهاست که جنگ پایان یافته ولی هنوز عطش شهادت بر لبهای خشک و ترک خورده بشر تازیانه می زند. آن زمان که دروازه های بهشت باز بود هر کسی با حرفه ای خود را به آن باب میرساند و ما نسل سومی ها هم که دستمان درگیر صفر و یک است، بابی را گشودیم تا جرعه ای را تا شهادت بنوشیم.

افتخارم این است که سرباز ولایت فقیه هستم و هرچند دستم خالیست، اما دلم پر است از عشق به ولایت.

افتخارم پایبندی به دین مبین اسلام و فرهنگ و تمدن غنی ملی ایرانی است؛ که اگر این دو را در کنار هم حفظ کنیم به اوج قله های افتخار و سعادت خواهیم رسید.

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و شیعته والمستشهدین بین یدیه








خدایا ببخش مرا:

به خاطر مطالبی که به خاطر تو ننوشتم،

به خاطر کامنت هایی که تو در آن نبودی،

از اینکه با مطالبم بنده ای را از تو دور کردم،

که میتوانستم با اطلاع بیشتر بنویسم اما کم کاری کردم،

که وقتی مطالبم پرنظر و پر بازدید شد، گمان کردم که از سعی تلاش خودم است و تو را فراموش کردم،

که در وبلاگی مطلبی به چشمم خورد که تو در آن بودی ولی در آن تأمل و درنگ نکردم،

به خاطر اینکه به دوستی در وبلاگی بی ادبی و یا بی اعتنایی کردم،

به خاطر اینکه شکر این نعمت را بجا نیاوردم،

برای اینکه بدون قصد قربت پشت میز کار نشستم،

که گاهی اوقات به جای وظیفه و تکلیف به سلیقه خود نوشتم و نظر گذاشتم،

که کلبه ام آماده پذیرایی از حضرت ولیعصر (عج) نبود، چرا که برای خود مینوشتم نه برای او،

خدایا از " تو " نوشتن را به من آموختی، " برای تو " نوشتن هم به من بیاموز که چه سخت و چه شیرین است "برای تو" نوشتن.



اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِکَ
نویسندگان

آدم بعضی وقتها تو یه مسئله به یه جایی میرسه که دیگه کاری از دست هیچکسی برنمیاد.، یعنی همه کسانی که توی ته ذهنت هم روشون حساب کرده بودی کاری از دستشون بر نمیاد و آدم میشه مثل یه پرکاه توی باد؛ بی هیچ پشتوانه ای،بی هیچ امیدی به کسی.

یعنی دیگه تو یه موقعیتی گیر میکنی که فقط میتونی آروم سرتو بالا بگیری و محتاجانه رو به آسمان بگی: خدایا خودت درست کن. این یه حس غیرقابل تعریفه و خیلی اتفاق ها باید بیفته تا آدم تو یه مورد خاص به اینجا برسه.

این دو سه ساله همه چیش برای من داره اینطور میشه و تو مسئله های مختلف به این وضع میرسم، وضعی که خیلی ازش راضیم و انگار تو کارای مختلف وقتی ته دلت امیدت به کسی هست و امیدواری که آدمهای مختلف کمک کنن تا کارت پیش بره، خدا نمیذاره کار انجام بشه تا امیدت از همه قطع بشه، بعد مجبور میشی بگی: باشه خدا فهمیدم، هیچی دست من نیست، پس خودت درستش کن.

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

 یکی از بدترین کارهایی که صبح‌ها انجام می‌دهیم این است که خبرها را دنبال می‌کنیم.

سایت‌ها خبری و کانال‌های تلگرامی و دیگر شبکه های مجازی، ما را به دنبال کردن اخبار معتاد کرده‌اند تا با کلیک‌هایمان به تبلیغات بیشتر دست یابند و ثروتمند شوند.

هیچ رسانه‌ای در هیچ کجای دنیا برای افزایش آگاهی مردم فعالیت نمی‌ کند و همه آنها یا به دنبال منافع حزبی و سیاسی خودشان هستند و یا اهداف مالی دارند. سایت‌ های خبری و اینستاگرام و کانال‌ های تلگرامی هر روز ذهن شما را به بازی می‌گیرند تا به اهداف خودشان برسند

بیشتر چیزهایی که با عنوان خبر منتشر می‌شود، اطلاعات سوخته و دستکاری و سانسور شده‌ای است که شما را مجبور می‌کند تا خبرهای بیشتری را بخوانید و در نتیجه بیشتر کلیک می‌کنید و صاحب سایت پولدارتر می‌شود.

بی‌دلیل به خواندن اخبار مشغول نشوید.

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

مدتی است که برخی گروه‌های موسیقی غربی به بهانه کسب درآمد، اقدام به برگزاری کنسرت خیابانی و جمع‌آوری پول به سبک متکدیان می‌کنند.

این در حالی است که این گروه‌ها دارای پوشاک، سازها و زیورآلات چند میلیونی هستند و این موضوع گویای آن است که این گروه‌ها، اهدافی فراتر از کسب درآمد را در سر دارند.

البسه مد روز و بعضا زیورآلات میلیونی مارک‌دار آویزان به سر و گردن و دستشان نشان می‌دهد حتی مثل گداهای نسل قبل هیچ اصراری به مظلوم‌ نمایی و نمایش فلاکت ندارند.

 بعضی ابزارآلات موسیقی این افراد و تجهیزات جانبی آن چند ده میلیون قیمت دارد. حتی کلاهی که روی زمین گذاشته‌اند تا به سبک همکاران غربی خود پول دریافتی را در آن جمع کنند در رده گرانقیمت‌ترین اقلام این‌چنینی قرار دارد.

نگاهی به چهره نوازندگان نیز حکایت از اعتماد به نفس در انجام کاری دارد که با هیچ توجیهی انگیزه انجام آن کسب درآمد به نظر نمی‌رسد، هرچند که طبعا این فعالیت، قطعا درآمد روزانه یک مدیر عالی‌رتبه بهره‌مند از رانت‌های دولتی را نیز نصیبشان خواهد کرد.

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

قربون خدا برم. نمی‌دونم چرا با بعضی از ما آدم‌ها سر شوخی داره. وقتی سرشار از شادی هستی، ضدحالی بهت میزنه که تا چند روز شوکه‌ای.

وقتی ناراحتی، شادی را برات هدیه می‌کنه که تا چند روز سرمستی. با من یکی که اینطوریه، ولی در هر حالتش من شاکرش هستم.
دوستی می‌گفت وقتی دلتنگی بنویس و وقتی هم که خوشحالی بنویس. من جایی بهتر و امن تر از اینجا ندارم که بنویسم، البته چون ممکنه مخاطب داشته باشم مقدار زیادیش را سانسور می‌کنم تا دل کسی را هم به درد نیارم.

دل من خیلی بزرگ نیست ولی خیلی نازک و شکننده است. بغضم را در همین چند کلمه ناجور و ناکوک خلاصه می‌کنم تا تسکینی برایم باشد.

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

ﻗﻠﻢ ﺑﻬﺎﻧﻪ‌ﺍﯼ ﺷﺪ ﺗﺎ ﺫﻫﻨﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻗﯿﺪ ﮐﻠﻤﺎﺕ ﺑﯽ ﺷﻤﺎﺭ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺟﺴﻮﺭﺍﻧﻪ ﺩﺭ ﺑﯿﮑﺮﺍﻥ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺧﺒﺮ ﺧﻼ‌ﺻﻪ ﺷﻮﯾﻢ.

ﺷﺎﯾﺪ ﻗﺮﺍﺭ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﯾﺎﺩﺁﻭﺭﯼ ﮐﻨﯿﻢ: ﺯﻧﺪﮔﯽ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻟﺐ ﻃﺎﻗﭽﻪ ﻋﺎﺩﺕ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺑﺮﻭﺩ.

ﻣﻄﻤﺌﻨﺎ ﻣﺒﺎﺭﮎ ﺍﺳﺖ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺷﻤﺎﺳﺖ!

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

معرفی سخنگو یکی از سنت‌های متعارف اکثر دولت‌ها در جهان است. سخنگوی دولت مطلع​ترین چهره در هر کابینه​ای است که تصمیم‌ها، مصوبه‌ها و برنامه​های دولت را در اختیار رسانه‌ها و افکارعمومی قرار می‌دهد.

سخنگو گاهی خبرساز می‌شود و گاهی هم خبرسازی‌ها را تکذیب می‌کند. هم شایعات را تکذیب می​کند و هم گاهی خودش خبرساز می​شود. حضور سخنگو هم باعث شفاف‌سازی برخی مسائل و مواضع دولت و هم مانع ابهام‌آفرینی برخی اظهارات حامیان و مخالفان دولت می‌شود که در فضای جامعه منتشر شده است.

سخنگویی دولت در ایران سِمَتی دولتی است که با استقرار هر دولت پس از مراسم تحلیف، از جانب رئیس‌جمهور منتصب می‌شود. سخنگوی دولت به عنوان اصلی‌ترین مرجع اطلاع‌رسانی عملکرد دولت‌ در کشور، وظیفه پاسخگویی به افکار عمومی را عهده‌دار می‌باشد. با این‌ حال سایر اعضای کابینه دولت نیز موظفند در جریان اطلاع‌رسانی به رسانه‌های جمعی مشارکت داشته باشند.

هیات وزیران در جلسه مورخ 1376/09/16 بنا به پیشنهاد شماره .5855‌د مورخ 1376/09/03 سازمان امور اداری و استخدامی کشور و به استناد اصل یکصد و‌ سی و هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، آیین‌نامه چگونگی تعیین و حدود وظایف سخنگوی هیئت دولت و تشکیل شورای اطلاع‌رسانی دولت را تصویب نمود.

محمدباقر نوبخت را فعلا می‌توان آخرین سخنگوی دولت نظام جمهوری اسلامی دانست، چرا که وی در فضای مجازی از کناره‌گیری خود از این سِمَت و موافقت حسن روحانی خبر داد.

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

37 سال پیش در چنین روزی ابوالحسن بنی‌صدر، رئیس‌جمهور معزول جمهوری اسلامی ایران در پوشش زنانه به همراه مسعود رجوی از کشور گریخت و به دامان ضدانقلاب در فرانسه پیوست.

پنجم بهمن 1358 اولین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران برگزار شد و ابوالحسن بنی‌صدر با کسب ۱۰ میلیون و ۷۵۳ هزار و ۷۵۲ رای از مجموع 14میلیون و 152هزار و 887 نفر رای ماخوذه به عنوان اولین رئیس جمهوری اسلامی ایران انتخاب شد، ولی به دلیل عملکردهای ضدانقلابی خود، بالاخره مجلس شورای اسلامی در ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ طرح دو فوریتی عدم کفایت سیاسی وی را با 177 رای موافق، یک رای مخالف و 12 رای ممتنع به تصویب رساند و بنی‌صدر از کشتی انقلاب خارج شد و در هفتم مرداد 1363 از کشور خارج شد.

مهمترین دلیل بر عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر از سوی نمایندگان مجلس «موضع‏‌گیری وی علیه نظام جمهوری اسلامی و اتحاد با نیروهای ضدانقلاب وابسته به شرق و غرب جهت نابودی نظام اسلامی و همچنین مخالفت مستمر وی با مجلس شورای اسلامی از بدو تاسیس و حتی پیش از افتتاح آن، دخالت صریح در قوه قضائیه و عدم درک صحیح از بدیهی‏‌ترین اصول قانون اساسی و عدم اعتقاد به اصل تفکیک قوا» اعلام شد.

حضرت امام خمینی(ره) چند سال بعد در بخشی از پیام تاریخی به مرحوم منتظری نوشتند: «والله قسم من رای به ریاست جمهوری بنی‌صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذیرفتم».

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

نقشه مشهد را که روی زمین پهن می‌کنیم، بهشت مقابل چشمانمان سبز می‌شود.
و مگر می‌شود قطعه‌ای از بهشت روی زمین باشد و شلوغ نباشد؟!
آنجا همیشه شلوغ است و چه زیباست که این حالت توفایی همیشه در سیطره‌ای عرفانی است.
اینجاست که چشم‌هایت خود به خود می‌جوشند و دستهایت به طرف ضریح قد می‌کشند،
گویی این غریب، تمام غربا را در آغوش مهربان خود کشیده است.
حاجتت را بگویی یا نگویی مهم نیست و تنها کافی است بگویی:
السلام علیک یا علی ابن موسی‌الرضا(ع)

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

روزگاری بود که انسان جز شکار و کاشت و برداشت، چیزی نمی‌دانست و در آن روزگار، برآمدن و فرورفتن خورشید، مهمترین رویداد زندگی هر انسان بود. هر روز را می‌شمرد. هر هفت روز را یک هفته نامید و هر چهار هفته را یک ماه و هر دوازده ماه را یک سال و هر سال را سالگردی می‌گرفت برای شادمانی تولدش.

روزگار‌، دیگر گشته است ولی آن سنت عصر شکار و کشاورزی، همچنان باقی است و هر سال، یک روز را به جشن می‌نشینیم و شمعی برافروخته را با بازدم خود خاموش می‌کنیم، ولی هنوزم هم نمیدونم به چه نشانه‌ای، به نشانه سالی که گذشت یا به یادآوری سالهایی که بدون ما خواهد گذشت؟!

اما پایه‌ زندگی امروزی، نه شکار است و نه برداشت. نه طلوع و نه غروب. چه روزها که می‌خوابیم و چه شبها که بیدار می‌مانیم.

دنیای امروز دنیای فکر و احساس است

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

پس از شهریور سال 1320 و فرار رضاشاه از کشور، مردم ایران با استعمار خارجی و استبداد داخلی به مبارزه برخاستند که این مبارزات در اوایل دهه 30 شمسی به اوج خود رسید که دکتر محمد مصدق و آیت‌الله سید ابوالقاسم کاشانی همراه با مردم انقلابی، این نهضت ملی را مدیریت کردند که قیام 30 تیر 1331 نقطه عطف این مبارزات محسوب می‌شد.

این قیام هر چند نقطه اوج تجلی وحدت رهبران نهضت ملی شدن نفت و یکپارچگی مردم انقلابی ایران بود، اما در ادامه حرکت به دلیل عدم توجه بعضی سیاستمداران و فرصت‌طلبی برخی دیگر استمرار نیافت و در نهایت به شکست انجامید.

پس از آنکه مصدق علاوه بر نخست‌وزیری، خواست وزارت جنگ را نیز بر عهده بگیرد، با مخالفت شاه مواجه شد و ناچار شد استعفا دهد. شاه که در پی بهانه‌ای برای مهار نهضت ملی بود، از فرصت استفاده کرد و بلافاصله احمد قوام را مامور تشکیل کابینه کرد. در این میان آیت‌الله کاشانی که نخست‌وزیری مصدق را برای به نتیجه رسیدن ملی شدن نفت مفید می‌دانست، مردم را به قیام دعوت کرد و با اتخاذ تصمیمی قاطع، بازگشت مصدق به نخست‌وزیری را خواستار شد و تهدید کرد که اعلام جهاد می‌کند.

در 29 تیر 1331آیت‌الله کاشانی طی اعلامیه‌ای خطاب به قوام چنین گفت‌: «احمد قوام باید بداند در سرزمینی که مردم رنجدیده آن پس از سال‌ها رنج شانه از زیر بار دیکتاتوری بیرون کشیده‌اند، نباید اختناق افکار عقاید را اعلام و مردم را به اعدام دسته‌جمعی تهدید نماید. من صریحا می‌گویم که بر عموم برادران مسلمان لازم است در راه این جهاد کمر همت بر بسته و برای آخرین مرتبه به صاحبان سیاست استعماری ثابت کنند تلاش آنان در به دست آوردن قدرت و سیطره گذشته محال است و ملت مسلمان ایران به هیچیک از بیگانگان اجازه نخواهد داد که به دست مزدوران آزمایش شده‌، استقلال آنان پایمال و نام باعظمت و پرافتخاری که ملت ایران در اثر مبارزه مقدس خود به دست آورده است‌، مبدل به ذلت و سرشکستگی شود.»

ایشان همچنین در مصاحبه‌ با خبرنگاران داخلی و خارجی به صراحت اعلام کرد: «اگر قوام ظرف 48 ساعت نرود، اعلام جهاد خواهم کرد و شخصا کفن‌پوشیده پیشاپیش مردم به مبارزه خواهم پرداخت‌.»

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

روابط هفتاد ساله و همواره پر از فراز و نشیب ایران و پاکستان، در بسیاری از مواقع تابعی از شرایط و موقعیت منطقه‌ای و بین‌المللی بوده و این دو کشور به لحاظ وضعیت ‌ژئوپلیتیکی و مجاورت با منطقه استراتژیکی همچون خلیج فارس همیشه مورد توجه قدرت‌های منطقه ‌ای و جهانی بوده و هست.

سردار سرلشکر محمد باقری رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و جمعی از مقامات عالی‌رتبه نظامی کشورمان به پاکستان سفر کرده‌اند و قرار است توسعه همکاری‌ها و مناسبات دفاعی تهران و اسلام‌آباد، گسترش همکاری مشترک مرزی، مبارزه با تروریسم و بررسی تحولات منطقه‌ای و جهان اسلام به عنوان محورهای گفت‌وگوی دو طرف بررسی شود. همچنین ارزیابی توافق‌های دفاعی دو کشور در سفر آبان 96 فرمانده ارتش پاکستان به تهران از دیگر محورهای گفت‌وگوی سرلشکر باقری با ژنرال «قمر جاوید باجوا» عنوان شده است.

با توجه به موقعیت جغرافیایی و مرزهای مشترک دو کشور، همکاری‌ ایران و پاکستان در راستای ارتقای امنیت در مرزهای مشترک دو کشور در اولویت برنامه‌های امنیتی دو کشور قرار گرفته است و این سفر نشان می‌دهد که تهران از اراده لازم در این زمینه برخوردار است و برای تقویت همکاری‌های دفاعی با اسلام آباد محدودیتی قائل نیست.

با توجه به این شاخص‌ها و توافقاتی که از قبل صورت گرفته است، کارشناسان سیاسی و نظامی سفر هیات عالی‌رتبه ستاد کل نیروهای مسلح ایران به پاکستان را در چهارچوب تحولات امنیتی منطقه و جهان اسلام و تقویت همگرایی نظامی منطقه‌ای، مهم ارزیابی می‌کنند.

آبان ماه سال گذشته بود که «قمر جاوید باجوا» عالی‌ترین ژنرال پاکستان به تهران سفر کرد و با مقامات عالی‌رتبه کشوری و لشکری جمهوری اسلامی ایران دیدار و گفت‌وگو کرد که در آن زمان، این سفر به ایران بازتاب وسیعی در سطح منطقه و جهان داشت و تحلیلگران سیاسی از آن سفر به عنوان نقطه عطف در گسترش روابط و مناسبات دو کشور همسایه یاد کردند.

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

در دوره‏ ماد چندین حکومت مقتدر در سراسر ایران داشتیم اما نمیدونم چرا تلاش می کنند هخامنشی‏ ها را بالا بیاورند و مطرح کنند و کوروش و داریوش را اول تاریخ بدانند! حتّی مادها را هم از خاطر برده‏ اند.

کار مستشرقان اروپایی و ناآگاهان و شاه دوستان داخلی در این زمینه خیلی صادقانه نبوده، لیکن حفاری‏ ها و شناخت ها و نشانه‏ های گوناگون تمدنی به ما نشان می ‏دهد که در سراسر ایران کنونی ما تمدن های بسیار قدیمی که بعضی از تمدن مصر هم قدیمی ‏تر هست وجود دارد؛ تمدن های شش و هفت هزار ساله که در همدان و سیستان است.

حال سوال این است که این گذشته‏ تاریخی و این کتیبه ها و اثار تاریخی و باستانی به چه دردی می‏خورد؟ اگر این گذشته را به ‏عنوان یک شجره‏ نامه فقط در جیبمان بگذاریم و به آن افتخار کنیم، مثل بعضی‏ هاست که از سیادت فقط شال سبزی به کمرشان ببندند و ابزاری از آن استفاده می کنند و یا شجره‏ نامه‏ای در جیبشان بگذارند و آن را وسیله‏ ارتزاق قرار دهند، این‏ که درست نیست. اهمیت این شجره‏ نامه از این جهت است که نشان می ‏دهد این منطقه به دلیل اقلیمی، یا به دلیل جغرافیایی، یا به دلیل تاریخی و یا به هر دلیلی، منطقه ای است که استعداد در آن پرورش پیدا می‏ کند.

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

اول که این عکسو دیدم دلم یهو هوررررررررری ریخت

گفتم اصلا دلم نمی خواد جای این آدم می بودم.

ولی بعدش با خودم گفتم: این آدم به اینکه جایی که نشسته امنه، ایمان داره... تو چی؟

تو پرتگاه های زندگی آنقدر به خدا ایمان داری؟ به اینکه حافظته؟ به اینکه هواتو داره؟

الان دلم میخواد حداقل یه بار جای این باشم. اون بالا. تنها. ببینم با خودم چند چندم؟؟

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

دلم می خواهد بیایی پایین کنارم بنشینی و سَرَم را روی زانوهایت بگذارم و دو سه ساعتی را در سکوت و آرامش بخوابم.

بعد آرام بیدار شوم و کنار هم بنشینیم و دو فنجان چای بنوشیم و با هم حرف بزنیم.

اما از آنجا که من کوچیکتر و خیلی خیلی کم طاقتم، اجازه بده اول من صحبت کنم.

 

دوست دارم آنقدر حرف بزنم و حرف بزنم و حرف بزنم تا تماااااااااااااام این دلتنگی ها را بیرون بریزم.

تماااااااااام ریز و درشتی که در این دل آشفته لانه کرده است، همه را باهم بیرون بریزیم و اضافاتش را دور ریخته و نگه داشتنی ها را گردگیری کنیم.

در و دیوار دل را بشوییم و بعد دانه دانه ماندنی ها را تمیز و مرتب گرد تا گرد خانه دل بچینیم.


حالا شاید بشود کمی نفــس کشید.

 

خدایا! چند دقیقه ای را بیا پایین!

/

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

هفته گذشته رئیس جمهوری اسلامی ایران در جریان سفر به اروپا گفت: «معنی ندارد که نفت ایران صادر نشود و آن ‌وقت نفت منطقه صادر شود. اگر شما توانستید این کار را بکنید، نتیجه‌اش را ببینید.»

این اظهارات حسن روحانی کافی بود تا در سایه تهدیدهای تکراری ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی ایران و درخواست رئیس‌جمهوری آمریکا از کشورهای واردکننده نفت از ایران برای نخریدن نفت کشورمان، موضوع تهدید به بستن تنگه هرمز بار دیگر در سطaح سیاسی و بین‌المللی مطرح شود.

بر اساس جدولی که «برایان هوک» مدیر سیاستگذاری وزارت خارجه آمریکا اعلام کرده، دور جدید تحریم‌ها که بخش خودروسازی و تجارت طلای ایران را شامل می‌شود از ۱۳ مرداد آغاز می‌شود و تحریم نفت، انرژی و تراکنش‌های بانکی ایران نیز از ۱۳ آبان مشمول تحریم‌های واشنگتن خواهد شد. پس از اعلام این تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی ایران و تهدید ضمنی حسن روحانی مبنی بر ممانعت ایران از صادرات نفت جهان و اظهارات برخی مقامات سیاسی و نظامی کشور در خصوص احتمال بسته شدن تنگه هرمز، گمانه‌زنی‌ها در خصوص اجرایی بودن این تهدید و آثار احتمالی آن بر بازار جهانی نفت رونق گرفته و اظهارات رئیس‌جمهور با واکنش‌های بسیار گسترده‌ای روبه‌رو شده است.

ارزیابی واکنش‌های جهانی نشان می‌دهد پاسخ دیپلماتیک رئیس‌جمهور به زیاده‌خواهی متوهمانه رئیس‌جمهور آمریکا و پادوهای منطقه‌ای او، بسیار هوشمندانه بوده است. هرچند تهدید آمریکا از سوی روحانی برگرفته از فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی است که فرموده بودند: «دوران بزن و دررو تمام شده است. ملت ایران کسی را که تعرضی بکند رها نمی‌کند. ما ملتی هستیم که هرگونه تجاوز را، بلکه هرگونه تهدید را، با استواری و با قدرت کامل پاسخ خواهیم داد. ما ملتی نیستیم که بنشینیم تماشا کنیم قدرت‌های پوشالىِ مادی که از درون کرم‌خورده و موریانه‌ خورده‌اند، ملت استوار و پولادین ایران را تهدید کنند. ما در مقابل تهدید، تهدید می‌کنیم.»

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

در دوره‌ای که تمام دنیا، از قبایل عقب‌مانده آفریقایی تا حکومت‌های عشیره‌ای اعراب به سمت دمکراسی حرکت می‌کنند، عده‌ای در فضای رسانه‌ای و مجازی داخل و خارج ایران با سروصدای زیاد به دنبال تبلیغ و بازگشت حکومت سلطنتی پهلوی هستند و میگویند پسر فلانی باید حاکم ایران باشد چون از کمر یک شاه به دنیا آمده پس لایق‌ترین فرد است. حالا جوان امروزی، متولدین دهه هفتاد و هشتاد که دوران حکومت پنجاه‌وسه‌ساله پهلوی را ندیده‌اند حق‌دارند از پهلوی حمایت کنند؟

جوانان امروزی یادشان نیست و ندیده‌اند که زمان پهلوی، حمام مانند یک کالای لوکس بود، معمولاً خانواده‌های پولدار حمام داشتند، یادشان نیست مردم هفته‌به‌هفته فقط در حمام عمومی به آب گرم دسترسی داشت. یادشان نیست و ندیده‌اند که در هر محله یک خانواده خط تلفن داشت و همسایه‌ها باهم از آن استفاده می‌کردند، یادشان نیست، داشتن تلویزیون آرزویمان بود، آن‌هم سیاه‌وسفید، یادشان نیست برای خرید صابون هم باید در صف می‌ایستادیم، یادشان نیست زمستان‌ها برای یک پیت نفت ساعت‌ها باید در صف می‌ماندیم، گاز که هنوز مال از ما بهترها بود.

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

وقتی از فتنه تیر ۷۸ اسمی به میان می‌آید، یک تصویر در ذهنم نقش می‌بنده. آن سال‌ها اینترنت معنایی نداشت و به عنوان یک نوجوان پرشر و شور، سرم دائم در کتاب و روزنامه بود.

همان روزهای ۱۸ یا ۱۹ تیر بود و همان سروصداها. با یکی بدتر از خودم گفتیم برویم ببینم چه خبر است. توی راه که نزدیک شلوغی‌ها می‌شدیم، هر چند رهگذر یکی رو به چیزی که در دست ما بود می‌گفت: "جمع‌ش کنید"، دیگری می‌گفت: "قایمش کن!". دیگری می‌گفت: "جوری بگیرش که معلوم نباشه لااقل".

ما هم بی خیال دنیا داشتیم راه خودمان را میرفتیم که یک عاقله مردی خیلی محترمانه ما را کنار کشید و گفت: "اینا چیه گرفتین دستتون؟ اونم تو اینجا؟ لااقل یه جوری بگیریدشون که اسمشون معلوم نباشه".

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

سرمایه امروز بقیع، اشک است و اشک. مدینه، جهان را از شیون اکنون خود پر کرده است. امروز بقیع در لباس سوگ، چکیده اشک‏های غربت شیعیان است و دانش، بحارالانوار اشکی است که به تمامی برگ‏های زرین احادیث، تسلیت می‏گوید.

سلام من به بقیع و به تربت صادق
سلام من به مدینه به غربت صادق


سلام من به مدینه به آستان بقیع
سلام من به بقیع و کبوتران بقیع


سلام من به مزار معطّر صادق
که مثل ماه درخشد به آسمان بقیع

 

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

برادران حضرت یوسف وقتی میخواستند یوسف را در چاه بیندازند، یوسف لبخندی زد
برادر یوسف (یهودا) از او پرسید: چرا میخندی؟ اینجا که جای خنده نیست!

یوسف گفت: روزی در این فکر بودم که چه کسی میتواند به من اظهار دشمنی کند با وجود اینکه برادران نیرومندی مانند شما دارم! و اینک خداوند همین برادران را بر من مسلط کرد تا بدانم که غیر از خدا تکیه گاهی نیست واین چاه نشینی امروز من، تاوان تکیه کردن به خلق خداست.

و من یتوکل علی الله فهو حسبه / الهی و ربی من لی غیرک

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

در میان اوضاع نامناسب اقتصادی و مشکلات مردم در جنوب کشور، رئیس ‌جمهوری اسلامی ایران روز دوشنبه در راس هیاتی بلندپایه سیاسی و اقتصادی و در سفری دو روزه، ابتدا راهی سوئیس، که در نبود روابط دیپلماتیک مستقیم بین ایران و آمریکا، حافظ منافع ایران به شمار می‌رود، شد و سپس به اتریش سفر کرد، سفری که نشان می‌دهد دولت همچنان حفظ برجام را در اولویت کارهای خود دارد و حتی هنوز هم معتقد است که حل بسیاری از مشکلات در حفظ برجام است.

حسن روحانی پیش از آغاز سفر اروپایی دو روزه خود اعلام کرد که در این سفر در زمینه برجام و توافقات با اتحادیه اروپا مذاکره خواهد کرد.

این سفر اروپایی به علت همزمانی با فشارهای اقتصادی دونالد ترامپ پس از خروج آمریکا از برجام از اهمیت خاص سیاسی و دیپلماتیکی برخوردار است اما با توجه به حجم مبادلات اقتصادی میان اروپایی‌ها با آمریکا و ایران، اظهرمن‌الشمس است که آنها آمریکا را به ایران ترجیح می‌دهند و چون در مقابل تهدیدهای آمریکا آسیب‌‌پذیر هستند قطعا اگر بر سر دوراهی ایران و آمریکا قرار بگیرند، ایالات متحده را انتخاب خواهند کرد.

رییس جمهوری آمریکا نیز در آستانه سفر روحانی به اروپا، به شرکت‌های اروپایی هشدار داد که در صورت نقض محدودیت‌های تجاری واشنگتن علیه ایران، مجازات خواهند شد. دونالد ترامپ سه روز پیش (یکشنبه 10 تیر 1397) به شبکه خبری فاکس‌نیوز گفت که شرکت‌های اروپایی را از تحریم‌های اعمال شده علیه ایران معاف نخواهد کرد و شرکت‌های نقض کننده این محدودیت‌ها دچار تحریم‌های ثانویه آمریکا خواهند شد.

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

12 تیر 1367 طبق روال روزانه هواپیماهای زیادی از فرودگاه‌های مختلف کشور به مقصد خود پرواز کردند، اما سرنوشت پرواز مسافربری شماره 655 شرکت هواپیمایی ایران‌ایر از تهران به مقصد دبی با سرنوشت بقیه هواپیما فرق داشت و برای همیشه نامش جزو قربانیان یکی از بزرگترین‌ جنایت‌های هواپیمایی در دنیا در تاریخ ماندگار شد، جنایتی که از نظر میزان تلفات انسانی، هفتمین جنایت مرگبار هوایی تاریخ است.

این روز (12 تیر 1367 برابر با سوم ژوئیه 1988) تاریخی است که سال‌هاست غرب برای فراموشی آن تلاش می‌کند اما هر سال برای زنده نگه داشتن یاد شهدای این حادثه و فراموش نکردن جنایت آمریکا، آب‌های خلیج‌ فارس گل باران می‌شود. در این روز هواپیمای ایرانی با شلیک موشک هدایت شونده از ناو یو.اس.‌اس.وینسنس متعلق به نیروی دریایی آمریکا بر فراز خلیج فارس سرنگون شد و تمامی سرنشین آن جان باختند.

امروز سالگرد شهادت بیش از ۲۹۰ مسافر بی‌گناه هواپیمای ایرباس کشورمان برفراز خلیج فارس است. و هنوز هم خانواده‌های شهدای این واقعه عزادار هستند و دولتمردان مدعی حمایت از حقوق بشر آمریکا هم هنوز بایت این موضوع عذرخواهی نکردند و تنها همین اقدام دولت آمریکا را می‌توان سندی محکم در جنایتکار و تروریست بودن دولت آمریکا دانست.

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

درست در روز‌هایی که ایالات متحده به دنبال اعمال تحریم فروش بنزین به ایران است، فاز دوم پالایشگاه میعانات گازی ستاره خلیج‌فارس با حضور رئیس‌جمهور به بهره‌برداری رسید، پالایشگاهی که می‌تواند ایران را در برابر تحریم بنزین مصون کند.

طی دو دهه گذشته، واردات بنزین یکی از مهمترین چالش‌های پیش روی اقتصاد کشورمان بوده و حتی با وجود اجرای طرح سهمیه‌بندی بنزین، در بلندمدت هیچ‌گاه امکان خودکفایی کامل از واردات این فرآورده نفتی در کشور حاصل نشد. متوسط مصرف بنزین کشور نزدیک به ۸۰ میلیون لیتر در روز است که با توجه به تولید حدود ۶۵ میلیون لیتر بنزین در پالایشگاه‌های موجود نفت کشور، عملا شکافی ۱۵میلیون لیتری بین عرضه و تقاضای بنزین در کشور وجود دارد که مابقی بنزین مورد نیاز کشور از محل واردات تامین شده است.

به همین دلیل ساخت پالایشگاه ستاره خلیج فارس با استفاده از خوراک میعانات گازی تولیدی از فازهای جدید پارس جنوبی مهمترین برنامه خودکفایی از واردات بنزین کشور محسوب می‌شود که در دولت قبل کلید خورد و فاز نخست این پالایشگاه اردیبهشت 96 افتتاح شد. در روز‌هایی که آمریکا به دنبال اعمال تحریم فروش بنزین به ایران است، فاز دوم این پالایشگاه نیز در هفتم تیر 97 به بهره‌برداری رسید و قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص) در نظر دارد با تامین مالی پروژه، فاز سوم این پالایشگاه را تا پایان سال به بهره‌برداری برساند، پالایشگاهی که می‌تواند ایران را در برابر تحریم بنزین مصون کند.

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

در زندگانی ممکن است لحظاتی برای آدمی حادث شوند که بالاجبار یا بالاختیار، قید تمامی مجاهدت ها و اندوخته های گذشته اش را بزند و از صفر آغاز کند.

بسیار اتفاق افتاده است که فردی با سختی بسیار سنگ روی سنگ می گذارد و ذره ذره انباشته می کند و رج به رج میبافد و ...؛ اما به ناگاه هوس می کند که تمام آن مرارت ها و مشقت ها را با تلنگری کوچک و به دست خویش از بین ببرد!

در وهله نخست، شاید ارتکاب چنین عملی احمقانه انگاشته شود اما با اندکی تأمل می توان به جوانب مثبت آن نیز پی برد، چراکه از صفر شروع کردن و نادیده انگاشتن تلاش های سابق از دو جنبه قابل بررسی است. اول اثرات مثبت و ثانی تأثیرات منفی.

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

روز گذشته صنوف بازار بزرگ تهران در شرایطی قرار گرفتند که به اجبار مغازه‌های خود را برای ساعاتی بستند، اگرچه تعطیلی مغازه‌ها با فشار یک جمعیت ناشناخته و سازماندهی شده از بیرون بود و کسبه بازار معتقد هستند که این گونه رفتارها نه تنها مشکلی را حل نمی‌کند حتی اوضاع و روند موجود بازار را هم با اخلال روبرو می‌کند اما وقتی پای درد دل آنها بنشینی گلایه‌های زیادی به مسئولان دارند.

بازار بزرگ تهران که قطب اقتصادی پایتخت و حتی کشور است، در طول حیات خود تاکنون اعتراض‌ها و اعتصاب‌های زیادی را به خود دیده که نمونه آخر آن اعتراض دیروز بود. هرچند این اولین و حتی آخرین بار نیست که بازاریان اعتصاب یا اعتراض می‌کنند، اما روال بازاریان در اعتراض‌های صنفی مشخص است و تا تعطیلی کامل بازار هم ممکن است ادامه پیدا کند اما هیچوقت به اغتشاش و درگیری منجر نشده است. اما دیروز در بازار تهران چه گذشت؟

روز گذشته عده‌ای به شرایط اقتصادی کشور اعتراض داشتند که باعث تعطیلی چند ساعته مغازه‌های بازار بزرگ تهران شد. هرچند که باید قبول کرد در شرایط کنونی، بازار با مشکلات مختلفی از جمله کاهش توانایی مردم برای خرید، تامین نشدن ارز به میزان کافی، اختلال در عرضه و تقاضای بازار، نوسان هزینه و قیمت‌های تمام شده برای بخش‌های مختلف بازار و غیره مواجه هست، ولی ماجرا وقتی جالب می‌شود که سر دادن برخی شعارهای سیاسی که ربطی به مشکلات اقتصادی ندارد، ماجرای اعتراض بازار را وارد داستان جدیدی می‌کند.

www.ana.ir/news/399704

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

غربت است،

تنها حکمت نشانه دست تو!

تا اینکه بفهمیم،

چه خوش خیالیم ما و آراءمان،

وقتی فکر کنیم،

دیگر دست راست تو شده ایم!

نقص از تو نیست آقا،

ماییم که هیچیک وقت امتحان،

قدر دست راست تو، سالم نبوده ایم!

ششم تیر 1360 .... مسجد ابوذر .... خامنه ای .... بمب .... ترور

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

خیلی تماشای چرخ و فلک رو دوست دارم. دوست دارم ساعت ها چرخیدن چرخ و فلکو ببینم، چرخیدن چرخ ِ فلک را !

دوست دارم ساعت ها بشینم و چرخیدن چرخ های فلک رو ببینم که چگونه میچرخاند و آدم ها رو ببینم  که چگونه میچرخند و میچرخانند و میچرخانندشان.

یک جور همزاد پنداری عجیبی به من دست میده. به چرخ و فلک نگاه میکنم، به آدمایی که این پایین منتظر و مشوش در آرزوی بالا بودن به آن بالایی ها چشم دوخته اند و به آدمایی که اون بالا شاد و مغرورند.

شاد و مغرور از اینکه در اوجند و بالاتر از همه به خود می بالند!  اما نه آنها که بالایند و نه اینها که پایینند، اصلا حواسشان نیست به این بالا و پایین رفتن ها.

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

این روزها، به دلیل دریافت چند پیشنهاد شغلی با بسته های مزایای عالی، وادار شدم بار دیگر به سلسله مراتب ارزشها در زندگیم فکر کنم. تجربه سه دهه زندگی در فضای فرهنگی جاری کشورم، این احساس را به من داده که مردم از آنجا که نمیخواهند منحصراً یکی از این دو را انتخاب کنند، ترجیح میدهند انتخابی ترکیبی داشته باشند. همان ماجرای خواستن خدا و خرما.

چنین است که در مقابل سوال «علم بهتر است یا ثروت»، دو نوع پاسخ میشنوی. کسانی که میگویند: «علم» بهتر است چون میتواند در خدمت کسب «ثروت» باشد. و دیگرانی که میگویند «ثروت» میخواهیم تا آن را صرف کسب علم کنیم.


خلاصه این میشود که گویا، ثروت، خواسته ای است که اگر چه اسماً در مقام دوم است، اما رسماً اولویت نخست را به خود اختصاص داده است.


من طی سالهایی که گذشت، علم را اولویت قرار دادم و این روزها فرصتی بود تا این تصمیمم را مجدداً ارزیابی کنم.

ثروت بهتر از علم است

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

31 خرداد 1361 در بیمارستان سوسنگرد، اتفاقی افتاد.

مردی که ترکش، سر و صورت و سینه اش را با خون درآمیخته، با آرامشی تمام، به این آیه می اندیشد:

" یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّة اِرْجِعِی اِلی رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَة "

شهید دکتر مصطفی چمران .... مصطفای خدا ..... روحش شاد

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

ﺍﺯ ﻫﺮ کسی باید ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩﺵ ﺗﻮﻗﻊ ﺩﺍﺷت .ﺍﺯ ﻋﻘﺮﺏ نمیشه ﺗﻮﻗﻊ ﻣﺎﭺ ﻭ ﺑﻮﺳﻪ ﻭ ﺑﻐﻞ داشت

ﺍﻻﻍ ﮐﺎﺭﺵ ﺟﻔﺘﮏ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻦ ﺍﺳﺖ

ﺳﮓ ﻫﻢ ﮔﺎﻫﯽ ﮔﺎﺯ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ، ﮔﺎﻫﯽ ﺩﻣﯽ ﺗﮑﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ و ﮔﺮﺑﻪ ﻫﻢ ﺗﮑﻠﯿﻔﺶ ﺭﻭﺷﻦ ﺍﺳﺖ!

ﺣﺎﻻ تو هی ﺑﯿﺎ ﺩﺳﺘﺖ ﺭﺍ ﺗﺎ ﻣﭻ ﺑﮑﻦ ﺗﻮﯼﮐﻮﺯﻩ ﻋﺴﻞ و ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺩﻫﻦ ﺁﺩﻡ ﻧﺎﻧﺠﯿﺐ!

ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯽ ﮔﻮﯾند، ﺗﻮﻗﻌﺖ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﮐﻢ ﮐﻨﯽ ﻏﺼﻪ ﻫﺎﯾﺖ ﻫﻢ ﮐﻢ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ و ﺭاحت تر ﻫﻢ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﯽ!

من زندگی خودم را میکنم و برایم مهم نیست چگونه قضاوت میشوم. چاقم، لاغرم، قد بلندم، کوتاه قدم، سفیدم، سبزه ام یا ... همه به خودم مربوط است. مهم بودن یا نبودن رو فراموش میکنم.

روزنامه روز شنبه زباله روز یکشنبه است.

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI

زمان در زندگی شما تا چه میزان اهمیت دارد؟ آیا از ساعت مچی خود تنها به عنوان یک وسیله تزئینی استفاده می کنید؟ آیا برداشت شما از مفهوم زمان فقط شامل ساعت شروع و پایان برنامه روزانه زندگی می شود؟ آیا تا کنون از عدم توجه به این مفهوم مهم متضرر شده اید؟

پاسخی که برای این پرسش ها ارائه می دهید تا حدودی نمایانگر نوع شخصیت و میزان وفاداری شما به برنامه زمانی در زندگی شخصی خواهد بود اما هنگامی که با مفاهیم گسترده تری از زمان سرو کار داشته باشید، رویکرد غیر حرفه ای به این مقوله می تواند آسیب های متوالی و عمیقی را متوجه شما کند.

مبحث زمان و بهینه سازی آن، در علم مدیریت جایگاه بسیار ویژه ای دارد. در تعاریف رسمی برای واژه "زمان" می گویند: زمان قسمتی از ساختارهای ذهنی انسان است (همراه فضا و عدد) آن چنان که ما در ذهن خود رشتهٔ رویدادها را دنبال کرده و در ذهن خود برای طول آن اتفاقات کمیت‌هایی را از قبیل ثانیه، دقیقه و ساعت تعریف می‌کنیم. در هر صورت با این تعریف موافق باشیم و یا حتی مخالف، ناچاریم برای زندگی و کار خود در چارچوب زمان، برنامه هایی را تنطیم کنیم که در مباحث مدیریت از آن به عنوان برنامه زمانی نام می برند. این برنامه زمانی در واقع پایه و اساس هر فعالیت شغلی را تشکیل می دهد و کلیدی برای یک مدیر و فرمانده در راستای تعیین انتظارات و میزان خروجی یک فعالیت تجاری خواهد بود.

مصطفی برزی / MOSTAFA BARZI