در دنیای امروز که اطلاعات به مثابه سرمایهای بیبدیل و قدرتی نرم شناخته میشود، جایی که توانایی دیدن بدون دیده شدن، یکی از کلیدیترین ارکان تسلط است، تحولات اخیر در عرصه اطلاعاتی غرب آسیا نشان از یک تغییر بنیادین و شاید سرنوشتساز در منازعات منطقهای دارد.
روایت ما از تورقوزآباد تا تلآویو، داستان تقابل معکوس و به نوعی «بازی وارونه» میان دو دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران و رژیم صهیونیستی است؛ تقابلی که فراتر از جنگهای مرسوم نظامی، عرصه را به میدان نبردهای سایبری، نفوذ اطلاعاتی و جنگ روایتها کشانده است.
شکست قلعهای نفوذناپذیر
رژیم صهیونیستی طی دههها، خود را به عنوان قلعهای نفوذناپذیر در حوزه اطلاعاتی معرفی کرده است. ساختارهای پیچیده و لایهلایه امنیت سایبری، شبکههای جاسوسی داخلی، و استفاده از فناوریهای پیشرفته، به شکلی طراحی شده بودند که هرگونه نفوذ را عملاً ناممکن کنند. این ساختار نه فقط برای دفاع از امنیت ملی که برای حفظ تصویر شکستناپذیری و سیاست بازدارندگی تلآویو حیاتی بود اما عملیات اخیر اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران نشان داد که این قلعه در واقعیتی شکنندهتر از آن چیزی است که تصور میشد. دسترسی به هزاران سند طبقهبندیشده و حساس از جمله اطلاعات مربوط به تأسیسات هستهای و پروژههای راهبردی رژیم صهیونیستی، نه تنها یک رخنه کوچک نیست بلکه یک ضربه راهبردی به بنیادهای امنیتی این رژیم محسوب میشود
از تورقوزآباد تا تلآویو؛ بازگشت به بازی شوهای اطلاعاتی
بنیامین نتانیاهو در سال ۲۰۱۸ با ادعایی بیاساس و خندهدار و بهرهبرداری از اسناد مثلا هستهای ضبط شده ایران، کوشید از طریق یک نمایش رسانهای جهانی علیه تهران اجماع ایجاد کند اما اکنون بازی کاملاً وارونه شده است. ایران با صبر و مدیریت هوشمندانه این اسناد را به دست آورده و برخلاف هیاهوی سیاسی نتانیاهو، عجلهای در اعلام آن نداشته است.
این رویکرد حاکی از بلوغ اطلاعاتی است که به جای جلب توجه زودگذر، به دنبال ایجاد یک اهرم فشار راهبردی بلندمدت است؛ موضوعی که بازی را وارد فاز جدیدی از تعادل قدرت در منطقه میکند


