
در مرور تمام توصیههای مقام معظم رهبری که از آغاز مذاکرات تا پایان برجام بیان کردند وقتی به این بیانات میرسیم که فرمودند:«هر فرد و هر جریانی که برای اسلام و به نام اسلام کار میکند، اگر به آمریکا اعتماد کند، دچار خطای بزرگ شده و سیلی آن را خواهد خورد.» آن را شاهبیت تمام نصایح ریز و درشتشان درباره عدم اعتماد به آمریکا میبینیم اما این فرمایشات دقیق که بر اساس تجربه تاریخی ایران و دیگر کشورهای جهان به دست آمده بود و نقشه راه را ترسیم میکرد نتوانست دولت را از خواب برجامی بیدار کند، همه هشدار دادند اما چه سود!
آنهایی که باد توافقی نافرجام را به غبغب انداخته بودند باز هم برای اعتمادسازی بیشتر کدخدا سعی در دادن امتیازات بیشتر داشتند، زمان گذشت و آمریکایی که از ابتدا نیز بنایی بر ماندن در برجام نداشت باز هم عهدشکنی کرد آری رهبری بارها فرموده بودند که به آمریکا اعتماد نکنید، «این هم نتیجهاش».
حالا دولت ماند و هزاران وعده محققنشده، حالا میلیونها چشم منتظر مانده و دست چدنی که از دستکش مخملی بیرون آمده، از دید دولتمردان دوباره آمریکا بد شد اما چه سود؛ حالا ظریفی که کشور را با تضمین امضای کری به لبه پرتگاه برده بود، در اعترافی دیرهنگام میگوید: «توافق با آمریکا، به اندازه جوهر روی کاغذ هم ارزش ندارد.» اعترافی که تجربه آن برای کشور گران تمام شد، ظریف اعتراف کرد اما چه سود؛ دیپلمات که انقلابی نیست، دوباره به دشمن اعتماد میکند، دوباره بیتوجه به توصیه همه دلسوزان برای جبران خسارتی بزرگ دست به دامن چشم آبیها میشود و به آغوش پلیس خوب بازی آمریکا و اروپا میرود، انگار دوباره باید هزینهای بزرگتری بدهند تا بفهمند که دشمن قابل اعتماد نیست.
باز هم میگویم که اروپا و خندههای افسونگر موگرینی قابل اعتماد نیست اما چه سود؛ تا چشم به داخل کشور نباشد دوباره اعتماد به دشمن برایمان گران تمام میشود.
سید مصطفی میرزاباقری برزی


۱۷ربیع الاول سالروز میلاد گهرافشان پیامبر اعظم حضرت محمد بن عبدالله(ص) اشرف و خاتم الانبیاء، بزرگترین و نشاط بخش ترین خبری است که عالم بشریت از ابتدای خلقت تا انتهای هستی متاثر از آن بوده و همانند ریسمان هدایت الهی، ضامن اتصال بشر به خالق هستی است.
پیامبر اعظم(ص) مولود ارده الهی برای مبارزه بی زوال با جاهلیت و شرک و ظلم و تباهی است و جهان را در احاطه کامل خویش گرفته و سعادت نهایی انسان را محال جلوه می داد و سیاهی ظلمت، آنچنان خورشید روشنایی و عدالت را بلعیده بود که زندگی انسان، تعبیری جز تسلیم و اسارت در کام دیو شوم شب نداشت و انسان، قربانی مطلق فساد فراگیری بود که از سوی حاکمان زر و زور و تزویر بر جوامع بشری حاکم بود.
دولت تدبیر در پنجمین سال روی کار آمدن خود در اقدامی که به عقیده بسیاری از کارشناسان ناشی از فشار افکاری عمومی برای بهبود اقتصادی بود، کابینه خود را ترمیم کرد.
در این سری از اقدامهای دولت سه نفر از وزیران دولت به جای عباس آخوندی، علی ربیعی و کرباسیان که کارشان به استعفا، استیضاح کشیده شد، در کسوت وزیر نشستند. در انتهای سال اول دولت این نفرات که جز نیروهای نزدیک به روحانی بودند، از قطار دولت پیاده شدند که نظرات مختلفی برای خروج آنها وجود دارد.
یکی از مواردی که در چند هفته گذشته در دولت روحانی نمایان بوده، درگیری و به اصطلاح جنگ قدرت بین تیم نزدیک به روحانی از درون جریان حزب اعتدال توسعه و از سویی دیگر جهانگیری از طرف اصلاحطلبان است و این کار به قدری بالا گرفته که معاون اول رئیسجمهوری در مراسم تقدیر از صادرکنندگان با ناراحتی زیاد مدعی میشود که اجازه برکناری منشی خودم را ندارم چه برسد به تغییر مدیران دولتی!
روحانی نیز در اقدام خود در معرفی وزرا نفرات نزدیک به خود و جریان واعظی و نوبخت و به اصطلاح وامداران دولت را برای سه وزارتخانه صنعت، کار و اقتصاد معرفی میکند که هر سه در آزمون مجلس پیروز خارج میشوند. از نکاتی جالب توجه دولت باید حرفهای روحانی در مجلس را دانست. وی خطاب به نمایندگان مجلس شورای اسلامی میگوید: بعضیها را به کار دعوت کردیم گفتند استخاره کردیم، خوب نیامد.
اینکه استخاره خوب درنیامده است نشان میدهد که وزرا یا برنامه درستی برای خود ندارند یا اینکه خودشان میدانند که کار برای ادامه وزارت بسیار سخت و دشوار است.
این رفتارهای ضد و نقیض دولت را باید در پازل اختلاف روحانی و جهانگیری و تمایل اصلاحطلبان برای استعفا و خروج معاون اول از دولت دید که اعتقاد دارند اسحاق جهانگیری باید برای انتخابات ۱۴۰۰ آماده شود و دلیل این مورد را نیز تمایل روحانی به رئیسجمهور شدن علی لاریجانی اعلام میکنند. با این وضعیت باید دید مشکلات اقتصادی مردم و کشور در این زمان فشارهای دشمن با بازی تغییر منشی یا استخاره حل میشود یا خیر؟


اگر کسی را دیدید که از کوچکترین چیزها لذت می برد،
محو طبیعت می شود، کمتر سخت می گیرد،
می بخشد، می خندد،
می خنداند و با خودش در یک صلح درونی است،
او نه بی مشکل است نه شیرین مغز!
او طوفان های هولناکی را در زندگی پشت سر گذاشته و قدر آنچه امروز دارد را می داند.
او یاد گرفته است که لحظه لحظه زندگی را در آغوش بگیرد